Fly With Me ...

گهیسم

Fly With Me ...

گهیسم

عید

این عید جان ِ نازنین ..

همونی که از بهمن هر روز که از خواب پا میشم از روی تقویم اومدنش و میشمرم

حالا که توی دو قدمی من ِ 


داره از ترس پونزدهم فروردین خودش و خیس میکنه


عاقبت آدمایی که توی آینده دست و پا میزنن .

دو تا شعر از نوازشگران وبلاگ

وای ازون روزی که
پس وردو پیدا کنه

در وبلاگو با کنه
عالمو شیدا کنه..

بمب


تو توی ماشین گرونت

اخم و سیگار

من توی پیاده رو

خیس و خوشحال

قاف

صرفا فیزیکی ِ

وقتی هزار بار میخوری زمین

سلول های بدنت پیام میدن که نمیتونی دیگه بلند شی

فقط یک قانون منطقی ساده است که باز هم بلندت میکنه

وقتی نهصد و نود و نه بار تونستم بلند شم

باز هم میتونم

پِس

مادرم یه جمله معروف داره

که میگه من ظاهر یک انسان متشخص و آروم و دارم

مگر زمانی که مشغول دیدن بازی فوتبال میشم

امروز فهمیدم موقع بازی کردن فوتبال هم .

خوشحالم

زندگی ساده و دلچسب

یعنی سر کلاس انقلاب اسلامی

وقتی دخترای مخالف استاد دارن جیغ جیغ میکنن

استاد هم با نعره جوابشون و میده

من کنار پنجره توی آفتاب

با شکم پر از خورشت کرفس بینظیر سلف

خوابیده بودم

و تا لحظه ی آخر چشمام و باز نکردم